!آزادی در تنهایی
باغچه کوچک تنهایی من !
سلام عرض میکنم خدمت تمام دوستای گلم وبلاگم امروز یک ساله شد چقدر زود گذشت الان که دارم ان مطلب رو میذارم با هر کلمه که می نویسم تک تک شما دوستای گلم توی ذهنم نقش میبندید یک سال با خوشی و تلخیش تمام شد اینقدر خاطره دارم نمیدونم کدوم رو تعریف کنم ولی دوتا خاطره دارم که هیچ وقت فراموش نمی کنم ،یکی تلخ و یکی شیرین . بهترین خاطر ه ای که دارم اینه که وبلاگم وبلاگ برتر شناخته شد و همایشی گذاشتن برای وبلاگهای برتر دعوت شدم تهران رفتم خیلی هم خوش گذشت . یکی از دوستام در اثر صانحه تصادف فلج شد این دردناکترین خاطره توی این یک سال یا بهتر بگم توی زندگیم بود الان اصلا ازش خبری ندارم نمیدونم توی چه وضعیتی از شما میخوام که توی این ماه مبارک براش دعا کنید . اینم تولد یک سالگی آزادی در تنهایی باغچه کوچک تنخایی من بدون حضور شما هیچ وقت نمیتونست حرفی برای گفتن داشته باشه از همتون بابت حضورتون که کلبه کوچک تنهایی من رو معطر کردید ممنون . قربون همتون دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند . هیچ کس بد نیست . دلی که در بی اویی مانده است، برق هر نگاهي جانش را می خراشد . لبخند ها زهر آگین ، دهان ها حفره هاي وقيح آزار دهنده، تسلیت ها خفقان آور، لذت ها دروغ هایی فریبنده، زیبا یی ها حیله های اغفال، افق ها حصار های عبوس زندان، درختان ، هر یک قامت دشنامی ، ابر ها هر پاره سایه ی نفرینی ، مهتاب سرد و آفتاب رسوایی و روز ، برص گرفته ی وقیحی که او را بر سر کوچه و بازار بيگانگان مي گرداند. و شب ، گرگ آدم خواري که در پناهگاه درد مندش او را مي جويد تا فرو بلعد . و طبيعت نه ديگر هيچستاني سرد و گنگ که دوزخي در گرفته از حريق و دريايي مواج از آتش هاي عذاب... که هر چهره اي ، نگاهي ، طرح اندامي ، طنيني ، رنگي در نگاه هاي او فرياد ميکشد که او نيست ! دکتر علي شريعتي خورشید از سینه ی دریا سر زده است و من در حالی که همه بودنم ، تمام زندگی کردنم ، به یک "نگریستن "مطلق بدل شده است ـ و همچون شمع ـکه در "گریستن " خویش ،قطره قطره می میردـ ذوب میشوم و محو می شوم و پایان می گیرم . دکتر علی شریعتی ای چشمه اینجا درنگ مکن می پوسی ، مرداب می شوی ، می آلایی. جاری شو ! دشت های هموار را طی کن ! دره ها را سرازیر شو ! سر خود را به سنگها بزن ، بشکن ، مایست ، پیش برو شلاق بخور ، هوا بخور ! رودی شو ! تو را اینجا نگاه نمی دارم . تشنگی سالهایم را همچنان در این کویر نگاه میدارم . از تو نمی آشامم تا کم نشوی ، تا ضعیف نشوی . حوضچه ای ،مردابی ،آب راکدی نگردی . سر به صحرا بگذار ! از خلوت این دشت مهراس ! آبا دی ها و روییدن ها در انتظار توست . و من همچنان تشنه ،این جا می مانم . دکتر علی شریعتی هر لحظه حرفی در ما زاده می شود . هر لحظه دردی بر سر می دارد ، و هر لحضه نیازی از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش می کند . این ها بر سینه می ریزد و راه نمی یابند . مگر این قفس کوچک استخوانی ، گنجایشش چه اندازه است ؟ دکتر علی شریعتی من بايد فرود آيم نبايد بنشينم ، سا لهاست ، از آن لحظه که پر بر اندامم روييد و از آشيان ، از بام خانه پرواز کردم همچنان مي پرم .هرگز ننشسته ام ، و ديگر سري نيز به سوي زمين و به سودا پليد شهر ها و بام هاي کوتاه خانه ها بر نگرداندم ، چشم به زمين ندوختم ، پروازي رو به آسمان ، در راه افلاک و هر لحظه دورتر و بالاتر از زمين و هر لحظه نزديکتر به خدا !! دکتر علي شريعتي يک شبنم اين است آن مني که از سالهاي دراز از نخستين روزي که به خويش چشم گشوده ام ، بر دوش کشيده ام . و کشيده ام و کشيدم و از گرماها و سرماها و شکست ها و پيروزي ها و سفرها و حضر ها و شاديها و غم ها گذشتم وگذراندم و آرام و آرام تا در آخرين سر منزل مسيح ، آن را بر روي گلبرگ ، در کام شکفته و تشنه ي يک گل صوفي چکاندم . در آرزوي سر زدن آفتاب مرگ ، شب حيات را تحمل کردم . و آفتاب سر زد . اما آفتاب مرگ نبود .... . شگفتا آفتاب ديگري بود . آفتاب عرفان بود . با رنگ زرينش و گرماي آتشينش و درخشش نازنينش و پنجه هاي نرم و لطيف نوازشگرش و تلالؤ زيبا و خوب و گرمي بخش هر لحضه بيشترش ، هر لحظه بلندترش و هر لحظه گسترده تر و فرا گيرترش ! دکتر علي شريعتي سلام به همه دوستان عزيز اميد وارم سال خوبي رو آغاز کرده باشيد براي همتون بهترينها رو آرزو ميکنم . با شروع سال جديد مي خوام کتابي جديد بذارم تا يه جورايي همه چي نو باشه اميدوارم خوشتون بياد . ( دفترهاي سبز عارفانه هاي دکتر شريعتي ) مقدمه با شنيدن نام شريعتي آن چه در ذهن نقش مي بندد شور آزادگي است . شريعتي يکه تاز عرصه ي روشنفکري ديني در دوران معاصر است . وي تمام داشته هاي خود را در خدمت دين قرار داد و از بسياري از خواسته ها چشم پوشيد .دانش ، غيرت ، جسارت و هنر شريعتي به بهترين شکل ،بازگو کننده رنج هايي بود که او مي کشيد و بيانگر دردهايي است که مردم اين ديار پيوسته با آن چهره به چهره بودند . شريعتي در شعرها و نثرهايش غم ها و شادي ها و فريادها و آرزوها را به روايت نشسته است .سخنان شريعتي آيينه ي تمام نماي آن چيزي است که در آن وجود پر غوغا گشت . دفتر هاي سبز از منظري تازه به روايت انديشه هاي اين بزرگ مرد عرصه ي تفکر ديني پرداخته است . در اين کتاب ، شريعتي نه به عنوان يک نظريه پرداز و متفکر ، بلکه به عنوان انساني با روحي لطيف و بلند ، چهره مي نماياند و افقي تازه از ابعاد شخصيتي وي آشکار ميگردد . تو را منتظرند در دور دست تو را منتظرند ، شهزاده اي ، آزاده اي اسير قلعه ي ديوان ، به حيله جادو در بند گرفتار و چشم به راه که :فرياد رسي مي آيد . و به صداي هر پايي سر از گريبان تنهايي غمگينش بر مي دارد که : کسي مي آيد . و او خريدار توست نيازمند توست . با سلام خدمت تمام دوستان عزيزم سال ۸۷ با تمام خوبي و بديش به پايان رسيد و سال جديدي رو در پيش داريم اميد وارم سال پرباري براي همه شما عزيزان باشه و پيشاپيش سال جديد رو خدمت تک تک شما عزيزان تبريک عرض ميکنم و بهترينها رو براتون آرزو ميکنم دوستون دارم موفق و پيروز باشيد . یه آسمون گل های یاس و میخك
زندگي زندگي همنفس آينه هاست زندگي رقص بهار زندگي بارش زيبا ييهاست ضربان دل آب چادر رنگ به رنگ مهتاب زندگي همره خوشبختي است پچ پچ باد به گوش گلها سفر قاصدک وپروانه به ديار خورشيد زندگي سبزه روئيده کنار ميخک سينه سبز بهار انعکاس امروز در صداي فردا زندگي روح حباب ماهي کوچک رود نرمي رقص صنوبر به کنار مجنون زندگي نيلي نيلوفر پيچيده به پاي ديوار خشم مست نرگس ، کاخ روياي نسيم زندگي گيسوي بيد شبنم ريخته بر چهره ياس لغزش موج به روي دريا پاسمن هاي سفيد ، دست پر بار بهار زندگي راز و نياز در کلام مه مهر دشت و کوه آسمان و دريا زندگي نغمه تسبح خدا .
سال نو مبارک
دو روز عمر خوشم همچو آب ميگذرد زلال هستي من در سراب مي گذرد نديده محنت سر گشتگي چه مي داند ؟ به روي موج چه ها بر حباب مي گذرد دو روز عمر غنيمت شمر چو مي شنوي نداي مرگ که عالي جناب مي گذرد مباش در پي آزار کس دمي خوش باش که دور مهر بسان شهاب مي گذرد دلم به حال دلم زار و زار مي گريد اميد روز بهي هم بخواب مي گذرد اميد ديدن خورشيد و انتظارم کشت ولي چه سود که در اضطراب مي گذرد چه گويم از غم دل در فراقت اي مهرو شمار ناله ي دل از حساب مي گذرد مپرس از من شوريده چون پريشانم سمند عمر عجب پرشتاب ميگذرد .


برو بکس اینم کیک تولد بخورید حالشو ببرید![]()




![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یه دریا عشق و اشتیاق و پولك
یه حس عاشق و یه قلب بی قرار كوچك
فقط میخواد بهتون بگه عیدتون مبارك
![]()




